امروز پنجشنبه 24 آبان 1397 - Thu 11 15 2018

آخرین زمان بروزرسانی FTM_DATE_FORMAT_LASTUPDATE

جنگ جهانی و هفتکلی ها

  • مشاهده در قالب پی دی اف
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

جنگ دوم جهانی /استوار گنجی و کاید اسد مکوندی سرباز شجاع هفتکلی ... شهاب داودی 

در سحرگاه روز سوم شهريور ماه 1320 با آنکه ایران اعلام بي طرفي کرده بود، از شمال و جنوب و شرق تا غرب به تصرف نیروهای نظامی بيگانه در مي آيد.دولت بريتانياي کبير به جنوب ايران بسنده مي کند و با پياده کردن قواي نظامي خود ،مناطق نفت خيز نوپاي ايران يعني #مسجدسليمان و #هفتکل را اشغال می کنند .

روزي که هفتکل توسط قواي دست نشانده #انگليس يعني #هنديهاي #سيک اشغال شد به منظور ایجاد ترس و وحشت ، در خيابان هاي شهر رژه رفته و دبستان فروردين و 25شهريور و فضاي اطرافِ آن را به عنوان مرکز فرماندهی و استقرار خود بر می گزینند... تا سالها اين محل به کمپ هندي ها معروفیت داشت.

اما پیش از اشغال هفتکل ، #استوار_گنجي فرمانده وقت ژاندارمری این شهر نفتی در فرودگاه حاضر شده و قوای متجاوز را امر به تسليم مي کند... اطرافيان به استوار گنجي می گویند که شاه و وزراء همه تسليم شده اند و تو نمي تواني به تنهایی در برابر انگلیسی ها مقاومت کني ... خودت را به خطر نینداز و تسليم شو!... اما استوار گنجي در جمله اي ماندگار که در تاريخ هفتکل و ايران نقش بسته است فریاد می زند : من سرباز وطنم و مرگ را براي حفظ وطن به جان خريده ام.... مملکت که مال شاه نيست ،من هم سرباز شاه نيستم... من سرباز وطنم.

استوار( #سرباز_وطن )تفنگ خود را به سوي متجاوزين نشانه مي گيرد و به یکی از هواپیماها شلیک می کند ....به گواه قدیمی ها که خود شاهد این رشادت بودند یکی از هواپیماهای انگلیسی سقوط می کند و هواپیمای دیگر، فرودگاه را به گلوله می بندد و #استوار_گنجی که عشق به ميهن داشت به خيل شهداي وطن مي پيوندد و یک سرباز نیز بدون این که کسی نامش را بداند، گمنام و مظلوم ، شهید ایران نام می گیرد و قلیچ مرادی از اهالی بُنه (برم گاومیشی سه) هم که با تفنگ پُوزپُر خود برای کمک به استوار آمده بود نیز زخمی می شود...

دلاوری بنام کاید اسد مکوندی

اما کیلومتر ها دورتر و در جنوب ایران قصه ای دیگر در حال خلق شدن بود؛ قوای انگلیسی در خرمشهر قصد پیاده شدن از کشتی و اشغال این شهر را داشتند که با مقاومت سربازان ایرانی که همگی از روستاهای اطراف هفتکل بودند مواجه می شوند...حجم آتش بالا می گیرد ...فرماندهان ایرانی دستور تسلیم شدن می دهند ...همه در حال زمین انداختن تفنگ بودند که شیر مرد هفتکلی ؛ کاید #اسدمکوندی   که تیربارچی بود فریاد می زند :ننگ برکسی که وطن را در اشغال ببیند...وی پس از آن از فردوسی الهام گرفته و فریاد می زند:چو ایران نباشد تن من مباد...و با این شعر به روی متجاوزان آتش می گشاید و نفیر گلوله هایش سینه ی متجاوزان که در حال خروج از آب و ورود به خاک وطن بودند را می شکافد. ..انگلیسی ها که انتظار مقاومت نداشتند منطقه را به گلوله می بندند ...اما اسد این شیر مرد هفتکلی همچنان شلیک می کند و خون انگلیسی و هندی آب اروند را رنگین می کند....تک تیرانداز انگلیسی او را نشانه می رود و بازوی راستش با تیر مستقیم به شدت زخمی شده و تنها مقاومت ایرانی ها هم خاموش می شود....سربازان که درمیان آنها چندین نفر هفتکلی دیگر هم بودند تسلیم شده و به بصره منتقل می شوند...اسد مکوندی هم تا سالها پیش با یک دست در گمنامی اما افتخار روزگار می گذراند و امروز در روستای شورباریک_زادگاهش-مدفون است ...وی بهای وطن پرستی را با تقدیم دست راستش داد و چکامه فردوسی بزرگ _ چو ایران نباشد تن من مباد - را معنای راستین بخشید....روح استوار گنجی و کاید اسد مکوندی و دیگر سربازان وطن شاد....

#شهاب_داودی

#جنگ_جهانی

#سرباز_وطن

#استوار_گنجی

#مکوندی_ها

http://t.me/MakvandiyaL

محل کنونی شما