امروز پنجشنبه 2 آذر 1396 - Thu 11 23 2017

آخرین زمان بروزرسانی FTM_DATE_FORMAT_LASTUPDATE

قوم و قومگرایی

  • مشاهده در قالب پی دی اف
"قومیت و قومگرایی "...الیاس فرجی ...
تا اوایل دوره پهلوی کشور بصورت ملوک الطوایفی اداره میشد و تنها سایه حکومت مرکزی بر سراسر کشور یکپارچگی سیاسی را به آن میداد . خان ها و حاکمان منطقه ای به واسطه قدرت و ثروتی که از محدوده زیر نظر خود بدست آورده بودند دارای  اعتبار بسیار  زیادی نزد مردم و حکومت بودند . وجود همین قدرت گاهی موجب اختلاف و درگیری بین حاکمان منطقه ای که بیشتر در قالب اقوام و طوایف خاصی  نمود داشت با دولت مرکزی صورت میگرفت . جنگهای بسیاری بین اقوام و دولت مرکزی در ایران صورت گرفته که برخی چون در دوره پهلوی اول صورت گرفتند سند افتخاری برای برخی اقوام بحساب می آید . جنگ و ستیز بین علیمردان خان بختیاری با حکومت مرکزی  و یا تمرد و  استقلال  شیخ خزعل  در خوزستان و نمونه های بسیار آن در سراسر کشور دال بر عدم داشتن ثبات سیاسی یکپارچه در گستره خاک ایران بود .
اولین قرادادهای نفتی بین انگلیس و ایران  را خوانین بختیاری  امضا کردند و سالها تنها درصدی از عایدات آن را به حکومت مرکزی پرداخت میکردند . اینها همه نشان از عدم وجود تمدن نوین در کشور بود و بواسطه اداره منطقه ای و قومی قبیله ای ، ایران وضعیتی شکننده و  خطرناک داشت  که با حضور و نفوذی که قدرتهای استعماری چون انگلیس و روسیه و آلمان در میان قبایل داشتند امکان بر هم خوردن  امنیت ملی و  اختلاف بسیار بود . از اینرو در دوره پهلوی اول  که بعد از دوره  بسیار سنتی و واپسگرا در اداره کشور از سوی قاجار  ، در تلاش بر  وارد کردن ظواهر تمدن  با الگوی بیشتر غربی آن   ، کم کم قدرت خوانین و حاکمان منطقه ای را  کاست . این روند با در اختیار گرفتن عزل و نصب ها و حکم دادن به خانها و کدخدایان از سوی پهلوی دوم نیز ادامه داشت تا اینکه در پایان دوره  پهلوی دوم دیگر از جلال و جبروت و قدرت خان ها ، شیوخ و حاکمان  منطقه ای خبری نبود  و ایشان بخوبی در جامعه ای یکپارچه بدور از تشتت و اختلاف قومیتی تنها در زیر نام ایران  میرفت که یکپارچگی یکسانی را  پس از قرنها بر کشور حاکم کند . در دوره پهلوی بر روند گسترش سیطره و خواستگاه های قومیتی  ممانعت شد  ولی آن  بقصد  جهتگیری مشخص برای تمام فعالیتهای اجتماعی سیاسی و فرهنگی ملت نبود .  قومیتگرایی  تنها با هدف  کنترل پتانسیل قدرت آن  ضعیف شد در حالی  که برای شکل دهی به ساختار و چارچوب اجتماعی  آن هیچ برنامه ای ارائه نشد . عدم وجود فعالیتهای سیاسی باز و آزاد و  در نبود  احزاب  و انجمنهای آزاد در فعالیت های اجتماعی سیاسی  ، تضعیف قومیتگرایی امتحان  مطمئن کننده ای در کشور از خود نشان نداد  بلکه  در برزخی از حضور و عدم  وجود در  فرایند چاره سازی ملی  تنها در حالت سکون درآمده بود .
با پدید آمدن انقلاب اسلامی و دگرگونی بسیار عمیقی که  در نگرش به همه ارکان  سیاسی اجتماعی و فرهنگی جامعه صورت گرفت  در  استفاده از قدرت  قومیتها در پیشبرد اهداف  خود بگونه ای دیگر وارد عمل شد .  سعی در یکپارچه سازی کشور  با حفظ فرهنگ و سنتهای بومی محلی سیاست خوبی بود که بجهت انزجار کامل حکومت انقلابی به تمام مظاهر رژیم سابق  از آن عبور شد . همانطور که گفته شد این سیاست نیاز به پردازش و جهت دهی کاملتر و ایجاد چارچوب و معیار داشت که  بعد از انقلاب میشد  با عنایت به آن  و وجود افکار  جدید و پیشرو  از آن به نفع انسجام و اتحاد ملی در سایه  پرچم جمهوری اسلامی  بسیار خوب استفاده کرد .  بعد از انقلاب فضای سیاسی کشور بسیار بازتر شد و مردم بصورت مستقیم در دادن مسئولیت به افراد بالای حکومتی  بیشتر در  فعالیتهای سیاسی و اجتماعی حضور داشتند . ولی باز آنچیزی که خلاء آن در بازه سیاست و سیاستگذاری کشور بسیار احساس شد وجود احزاب قدرتمند و ثابت و تاثیرگزار بود .  در شرایط عدم سبک و سیاق معمول و تعریف شده سیاسی ، قومیتی کردن انتخابات بقصد شرکت حداکثری مردم  نسخه ای بود که برای ملت پیچیده شد . با وجود میتینگها و نشستهای و گردهمای های خانوادگی و محلی و قومیتی نیازی به  تشکیل حزب و مرام و نگرش در حیطه سیاسی دیده نمیشد و حتی  در  اوج مبارزات سیاسی  بین جناح های مختلف درگیر در جامعه این  حمایتهای قومیتی بود که در بیشتر مناطق کشور  بر سرانجام کار تاثیر بسیار گذاشت .  در گذشته خانها و حاکمان جهت دهنده  اصلی قویتها بودند ولی امروزه فرهیختگان و روشنفکران و فعالین اجتماعی و سیاسی جهت دهنده قومیتها هستند که برخاسته از عامه مردم هستند  که گاهی در نبود عقلانیت و منطق در حرکتهای قومی ، به راههای پرخطری ورود میشود که  چیزی جز دود در چشم اتحاد و امنیت ملی عایدی ندارد .تلاشهای قبایل و قومیتها و طوایف در عرصه سیاسی  همانقدر که میتواند بواسطه هم عقیده بودن با قومیتهای دیگر همسویی ایجاد کند ولی اختلاف در انتخابها  و علایق  و اغلب تلاش برای  پیروزی بر قومیت رقیب در انتخابات مجلس و یا شورای شهر  موجب گسست و انشقاق و برهم خوردن اتحاد ملی در بافتهای سنتی جامعه میشود .
از اینها گذشته چند سالیست که با پیشرفت  در تکنولوژی ارتباطات  و وجود امکانات جدید الکترونیک از جمله واتساپ و تلگرام و  ... و  همگرایی افراد در فضای مجازی  بیشتر بر  علایق  قومیتی دامن زده میشود .  تشکیل گروه های بیشمار در قالب فامیل و طایفه و قومیت  علاوه بر ایجاد یک ارتباط نوین در بهره گیری از داشته های همدیگر  موجب به وجود آمدن یک توهم در  نتیجه غرق شدن  عمیق در حیطه  قومیتها  و طایفه ها میشود  که نتیجه آن   گاهی چیزی جز یک خود بزرگ بینی قومیتی کاذب و  نفی دیگران و  مطالبه گری غیر منطقی اجتماعی  میشود .  کمتر دیده میشود که در گروه هایی با اهداف علمی و سیاسی و یا فرهنگی که  افراد مختلف از هر قومیتی حضور دارند اختلافی پیش نیاید . دلیل آن  عدم توانایی ما در گذر از تعصبات قومیتی و ورود به فضای  پاک انسانی با اصل احترام به انسانیت  با حفظ ارزشهای قومی قبیله ای و افتخار به آن  است .  تعلق خاطر به یک قوم و قبیله هیچ منافاتی با  دل سپردن به معیارها و اصول انسانی و احترام به همه بر اساس اخلاق و  عدالت ندارد . قومیتها و قبایل شناسنامه  و هویت اصیلی برای بسیاری از مردم کشور هست که میتوان با  بهره گیری از ظرفیت  فر هنگی و سنتی آن  و معرفی و بزرگنمایی  نقاط اشتراک بین آنها  قدرتمندترین ریسمان در ایجاد ارتباط  و اتحاد در گستره ملی  باشد ...
محل کنونی شما