امروز شنبه 30 تیر 1397 - Sat 07 21 2018

آخرین زمان بروزرسانی FTM_DATE_FORMAT_LASTUPDATE

اصغر فرهادی حلقه گمشده سینمای ایران

  • مشاهده در قالب پی دی اف
تقدیم به اصغر فرهادی بزرگ… رضا دهپور
ابتدا تبریک به اصغر فرهادی به خاطر جوایز ارزنده کن امسال برای آخرین اثر او فیلم "فروشنده" و سپس تشکر از او به خاطر لذتی که با تماشای سکانس به سکانس فیلم هایش در ما ایجاد کرد و تاملی هنری در امتداد آن... فرهادی حلقه مفقوده سینمای ایران بود؛ سینمای طبقه متوسط شهری ایران و دغدغه ها و کنش های آن، که این مهم را به بهترین شکل ممکن در جهت کمال هنری پیش برد. فرهادی و فیلمهایش روی کمتر پرداخته شده جامعه متوسط شهری ماست. زمانی گارسیا لورکا (شاعر بزرگ اسپانیایی) میگفت: برای آنکه یک شعر را بهتر درک کنیم باید ابتدا دنیا و یا دنیاهای شاعر آن شعر را بشناسیم. و حالا ما هم برای اینکه آثار فرهادی را بهتر درک کنیم باید ابتدا دنیای ذهنی این فیلمساز را بشناسیم. دنیای ذهنی و هنری این فیلمساز دنیایی است به شدت ریزنگر و جزیی پرداز به مسائل و معضلات و گره های اجتماعی در کنشهای رفتاری طبقه متوسط اجتماعی شهری که هنوز تضاد میان باورهای سنتی و زندگی مدرن شهری باعث بروز مشکلاتی میشود. قهرمانهای داستانها و روایت‌های فرهادی انسانهایی به شدت معمولی و عادی هستند که تنها یک دروغ کوچک، جواب دادن ناگهانی به یک زنگ و یا بر اثر اتفاق نظاره گر یک واقعه بودن و یا قضاوت یک شخص باعث بروز معضلاتی در زندگی روزمره آنها میشود و نوع کنش آنها گره هایی را در مسیر آنها خلق میکند. و اینجاست که تفاوت فرهادی با دیگر هنرمندان مشخص میشود چرا که بر خلاف دیگران که به طبع سنت کلی گوی ما که همواره به دنبال بیان یک واقعیت کلی و غایی است فرهادی دارایی ذهن و دنیایی به شدت جزیی نگر است چرا که روح نسبی دنیای مدرن را به خوبی درک کرده و میداند در که دیگر در دنیای مدرن یک واقعیت قطعی وجود ندارد بلکه مجموعه ای از واقعیتها هستند که در کنار هم منشور وار واقعیتها را بیان میکنند و بسته به زاویه ای که به واقعه نگریسته میشود نوع واقعیت تغییر میکند و به همین دلیل است که در آثار فرهادی خوب مطلق وجود ندارد و همینطور حقانیت مطلق بلکه در هر لحظه با توجه به اطلاعاتی که بدست می آوریم واقعیت تغییر میکند. و این مهم را فرهادی با ریختن قطره چکانی اطلاعات فیلم در ذهن ما به بهترین شکل اجرا میکند. و زیبایی هنر فرهادی روح نسبی گرای آثار اوست چرا که تا پس از پایان فیلم هم نه حقیقت مطلقی وجود دارد که بتوان آن را قطعی دانست و نه راست و دروغ و نه گناهکار و بی گناه مطلق وجود دارد بلکه شرایط مکانی و زمانی و مجموعه زنجیرواری از اتفاقات سیالیتی از واقعیت بوجود می آورد که در هر لحظه به یک سوی در لغزش است و از این روست که پس از پایان فیلم چهارشنبه سوری، درباره الی، جدایی نادر از سیمین و گذشته تازه گویی فیلم در ما آغاز شده و در راه بازگشت از سینما گریبان ما را رها نمیکند. دنیای فرهادی دنیای  سوپرمن ها و اسپایدرمن ها و قهرمان نماهای بزرگ و توخالی نیست بلکه دنیای انسانهایی به شدت معمولی است که نه تنها دغدغه نجات دنیا از نابودی را ندارد بلکه به دلیل یک خطای کوچک مانند یک دروغ مصلحتی و یا حضور از سر اتفاق در یک واقعة باعث بروز مشکلاتی در زندگی آنها شده و در حال دست و پا زدن برای خروج خود وخانواده و یا فامیل از این مشکل هستند. قهرمانهایی به شدت معمولی درست مانند خود ما، مانند ما طبقه متوسط شهری ایران در جدال بین فرهنگ مخفی کار و "هم رنگ جماعت شو " سنتی و دنیای  با طیف رنگهای  مختلف دنیایی مدرن...

a

محل کنونی شما